بسم الله
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا
محمد ابن العباس،عن محمد ابن القاسم بن سلام،عن عبید بن کثیر،عن حسین بن مزاحم،عن علی بن زید خراسانی،عن عبدالله وهب کوفی،عن ابی هارون العبدی عن ابی سعید الخدری فی قول الله عز وجل:(رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا)
قال رسول الله لجبریل:من ازواجنا.قال:خدیجه
قال:وذریتنا.قال:فاطمه
قال :قره العین.قال:الحسن والحسین
قال :واجعلنا للمتقین اماما،قال علی ابن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین

الشواهد:1/539ح576_تاویل الایات:1/385ح27-البحار:24/135ح9-البرهان3/177ح7_کنز الدقایق:9/445
ت
السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ
چند ماهی بود که منتظر این روز بود...
دوست داشت خودش انتخاب کنه و بگه نجف...
تاآخرین لحظه به اسم کربلا راهی شد...
اما خدایش آنقدر بزرگ بود که 40روز سلامش را به امیر المومنین بدهد و زیر سایه شاه نجف باشد...
*با اینکه دور بودم اما جای خالی اش را از اینجا حس می کنم...دست خدا به همراهت
بسم الله
اگه به قمری حساب کنیم
پارسال همین روزها بود
یه روز به شهادت حضرت زهرا(س)
یادمه اون روز هم هوا ابری بود ..گاهی نم نم باران میبارید
بعد از2ماه و نیم 3ماه
همسایه های جدید پیدا کرده بود
دختر13/14ساله که چندین بار مغزش عمل کرده بودن ...مادرش همراه خواهرش هرروز پشت پنجره انتظار گریان قربان صدقه دختر میرفتند.
دومین همسایه پیرمردی بودکه هرروز تمام خانواده به ملاقاتش می آمدند.بااینکه خیلی پیر بوداما همه دعا بدست بودند
سومین همسایه آقایی میانسال بود.هیچ کس بخاطر نمی آورد.از روستا آورده بودنش..دو تاپسر داشت.هرروز یکی از پسرها ملاقات می امد.
همسایه دیگه خانوم جوان باردار بود...
وچند همسایه دیگه که خاطرم نیست!
راهرویی باریک باهوای خفه که دو نفر آدم از کنار هم بسختی رد میشدند.
تاقبل از این توی عمرم دوبار بیشتر بیمارستان نرفته بودم..اما اون مدت شاید هرروز اون هم آی سی یو...خیلی سخت گذشت.
هر روز یه خانواده شاد که بیمارش کمی بهتر و یکی غمگین بود.فردا بالعکس میشد.
اما اون روز همه ملاقات کننده ها بشدت ناراحت بودند..همه جا آرام بود..خیلی آرام...
همه گریان
یه بنده خدا زیارت عاشورا گذاشته بود..بااینکه صداش فوق العاده یواش بود اما توی تمام راهرو پیچیده بود.
هرروز وقت ملاقات که تمام میشد دقیقا راس ساعت پرده ها می کشیدن و همه ملاقات کننده ها بیرون میکردند اما اون روز نه!دعای زیارت عاشورا تمام..ساعت گذشته بود و...
همه ناراحت بودند..مادر دختر...بچه های پیرمرد ...همسر خانوم باردار ...پسرمرد روستایی و...
دیگه هیچ کس دیگری دلداری نمیداد که ان شالله فردا بهتر میشه یا...
پرستارا اعلام ساعت نکردن
همه ناامیدانه رفتند
دیگه خبری از هیچ کدام همسایه های اتاق آی سی یو پدربزرگم ندارم...ان شالله که همه شفا گرفتند..
اون شب دقیقا مثل همین موقع ها بود..خوب یادمه مادرم خیلی ناراحت بود..ناراحت تر از همیشه...چندبار بیمارستان سر زدند..یا دائم و لحظه ای با تلفن احوال پرس..
صبح روز بعد-دقیقا روز شهادت حضرت زهرا(س)-صبح خیلی زود بود که خبردار شدیم پدربزگم ازدنیارفته
دقیقا الان به همین سرعت یه سال گذشت.
الان دیگه همسایه های جدید پیداکرده..
یکی که از دنیا میره همیشه همه میگن بیچاره فلانی مرد..اما وقتی خوب فکرکنیم..میت همیشه یه گام جلوتر از ماست..راهی که جلو پای همه هست..
*خدا عاقبت ما به خیر در راه رضای خودش ختم کنه-صلوات
*همه مریض ها شفا بده- بگو آیه ام من یجیب
*همه رفتگان هم بیامرزد _یخوان فاتحه
وقتی بحث دل است
چه فرق میکند
یک اتـــــاق..
یک کوچـــــــه...
یک شهــــــــــــــــر...
یک کشــــــــــــــــــــــــور..
یک دنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
یا از آســــــــــــــــــــــــــــــمان به زمین ...
فاصله باشد؟
فقط یک من فاصله است از من تا خدا...راه درازی است؟
......
انتظار ،انتظار است!
چه فرق می کند
مادر باشی
یا فرزند؟
منتظِربباشی
یا منتظَر؟
امام باقر علیه السلام:
ما ضر من مات منتظر لامرنا ألا یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره
آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفته ضرر نکرده است.
....
فرق میکند
دیروز چه کردیم؟
امروز چه میکنیم؟
چه کسی تضمین می کند فردایی باشد؟
حضرت صادق علیه السلام:
هر کس دو روزش یکسان باشد، او زیان کرده است .
هر کس امروزش بهتر از دیروزش باشد، مورد غبطه دیگران قرار می گیرد (آرزو می کنند که مثل او باشند) .
هر کس امروزش بدتر از دیروزش باشد، محروم از رحمت خداست .
هر کس در وجود خود، افزایش و کمال را نبیند و حس نکند، رو به کاستی و نقصان است .
و ... هر کس رو به نقصان و کاهش باشد، مرگ برای او بهتر از زندگی است .
«من استوی یوماه فهو مغبون ...»
...
وقتی سلام میدهی
آیا فرق میکند خواب باشی یا بیدار؟
آیا جواب سلام در خواب هم واجبه؟
پ.ن:بازهم خواب حرم مطهر ...غذاخانه حضرت...داخل ضریح و دری که به راه نشناخته باز میشد...این بار همراهانی آشنا داشتم...این بار روضه حضرت عباس و تک بیتی زیبا که از صبح ذهنم درگیر کرده-کاش مثل همه خواب هایم تعبیری داشت.
...
ایام شهادت ستاره ی نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ام ابیها! مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت.
تسلیت..
السلام علیک یا فاطمه الزهر(س)

قنفذ به در خانهی رسالت فرستاده شد ،او سفارش کرده بودند که اگر اجازه دادند که هیچ و گرنه بدون اجازه داخل میشوید !!
فرشتهی نگاهبان حریم علوی فاطمه (س)اجازه وارد شدن به خانه را به آنها حرام کرد
خبر به عمر رسید ،عصبانی شده و میگوید : «ما را با زنان چه کار ؟!»
ابوبکر دستور میدهد : « او ( علی علیه السلام ) را به شدیدترین وجه نزد من بیاورید ، آنان را خارج کنید ،اگر سرپیچی کردند ،با آنها بجنگید .»
فاطمه سلام الله علیها پشت در نشسته بود
به شدت در میکوبیدند .عمر فریاد میزد : ای پسر ابوطالب ، در را بگشا . به خدا سوگند
اگر باز نکنید ، آن را به آتش میسوزانیم ، اگر باز نکنید ، تو را میکشیم ، اگر باز نکنید ، خانه را با هر که در آن است میسوزانیم.
بانوی ولایت ، قد راست میکند لب به سخن میگشاید
چه میشود که در بین جمعی نامحرم باصدای بلند پدر رامیخواند و شکایت می کند؟
صورتاریخ دمیده شد...
در بین کوچه بنی هاشم
ثم امر عمر بجعل الحطب حوالی البیت و انطلق هو بنار و اخذ یصیح:احرقوا دارها بمن فیها
فنادت فاطمه(س) ..
تکلیف کبوتر پهلو شکسته چه بود وقتی در آشیانه آتش به پا شده است ؟
و ثانیه های وداع علی(ع)
قیامتی که برپا شد...
و مادری که گمنام شد
این خانه من نیست دگر
که قتلگه همسر من است...

و ما بعد از قرنها با هزاران لعن به قاتلین حضرت(س) به انتظار منتقم خون
فَاضِلة زکِیّة
صدِّیقَة شهیدَة
رضِیَّة مَرضِیَّة
مُحَدثة علِیمَة
حَورَاءُ الْإِنْسِیّة
مَظْلُومَة مغْصُوبة
مضطهدَة مَقْهُورة
فَاطِمَة بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ
داغدار نشسته ایم!